تاریخچه جشن مهرگان و نحوه ی برگزاری آن در عهد ساسانیان
مقدمه
یکی از ویژگی های قرن اخیر توجه مورخان به ایران دوران باستان بوده است. توجهاتی که سبب شد بسیاری از مسائل که در هاله ای از ابهام بود روشن و واضح گردد. یکی از این مسائل جشن های ملی هستند. جشن های ملی یعنی آن زمانی از حیات ملت که آرمان های دینی و اخلاقی و شاعرانه آن ملت صورت مرئی به خود می گیرند. جشن های ملی خیلی کم مورد توجه محققان آداب و رسوم و عقاید و افسانه های محلی گردیده است. جشن های ایران باستان ویژگی های خاص خود را داشتند . نخست اینکه تقریبا همگی در پیوند با پدیده های طبیعی و کیهانی و اقلیمی هستند به همین دلیل کوشش شده است تا زمان برگزاری آن ها هرچه بیشتر با تقویم طبیعی منطبق باشد. دوم اینکه هیچ کدام بر گرفته از دستورهای دینی نیستند. سوم اینکه همه جشن ها با شادی و پایکوبی همراه هستند و اشک و گریه در هیچکدام از آن ها جای ندارد. چهارمین ویزگی این جشن ها این است که همه در مظاهر طبیعت است و پنجمین ویژگی آنها در گستردگی مراسم و محبوبیتشان نزد مردم بوده است. ایرانیان جشن ها و آیین های میهنی خود را به گونه ای یکپارچه و با همبستگی و همزیستی شگفت آوری برگزار می کردند و تفاوت های قومی و زبانی و دینی را عامل بازدارنده این یگانگی نمی دانستند یکی از این جشن ها، جشن مهرگان منسوب به میترا است که از مبانی اعتقادی پرباری برخوردار است و تأثیر آشکار و غیر قابل انکاری در بافت اجتماعی و فرهنگی و عقیدتی جامعه عصر ساسانی گذاشت..
تاریخچه مهرگان و ایزد آن مهر
جشن مهرگان از جشن های بسیار با فر و شکوه ایرانیان باستان بوده است و به عنوان جشن ملی شناخته می شده است. این جشن را در قدیم میترا کانا[1] می گفتند و بعدها به نام مهرگان خوانده شد. این جشن منسوب به الهه مهر[2] خدای هندو آریایی است که در اوستا میترا[3] یا مثیره نامیده شده است و نخستین بار نام این الهه را در الواح گلی بدست آمده از بغازکوی در آسیای صغیر می بینیم (آخته، 1384: ص85).
این الهه از ایزدان محبوب و بسیار مورد توجه آریایی های ایران بوده اما با آمدن زرتشت و اصلاحات وی همه خدایان مردود شناخته شدند و فقط اهورا مزدا به عنوان خدای یکتای هستی بخش دانا معرفی گردید. لیکن پس از زرتشت یاد این خدا دوباره زنده شد و موبدان وی را به گونه یکی از ایزدان بزرگ وارد دین زرتشت کردند و در سروده های این ایزد تغییراتی به وجود آوردند و به آن ها رنگ ادبیات زرزتشتی را دادند (رضی، 1371:ص496).
در اوستا ایزدمهر بزرگترین ایزدان است و در مقدمه مهریشت آمده است که اهورا مزدا وی را در بزرگی و شکوه و توانایی هم قدر و هم سنگ خود آفریده است (رضی،1371: ص498).
در اوستا مهر بین هرمز و اهریمن قرار داده شده است و از بزرگترین رب النوع های روشنایی است. پیروان زرتشت معتقد بودند مهر از طرف خدا مأموریت دارد شر و بدی را دفع کند و اورا رب النوع حاصلخیزی و عهد و پیمان می دانستند (پیرنیا، 1386: ص204).
مهر ایزد جنگ است و جنگ آوران را هر کجا که باشد یاری می دهد. مهر از دروغ بیزار است و حامی هر کس که بر راستی در هرکجای باشد هست. این ایزد شکوه و حشمت می بخشد و ایزد جنگ، روشنی و فروغ، پیمان، مهر، دوستی، حافظ خانواده و شهر و کشور، بخشنده ثروت و نعمت، پیروزی، شهریاری، قدرت و تسلط، داور اعمال در روز واپسین است (رضی، 1371: ص496).
ایزد میترا به دلیل تفکر دینی سیاسی ساسانیان دگرگونی زیادی یافت. این ایزد در گات ها در شمار خدای دیوان قرار داشت. اما در مهریشتی که در زمان ساسانیان نوشته شده به صورت خدای محبوب درآمد. میترای دوره ساسانی به طور کامل با میترای دوره اشکانی و هخامنشی فرق می کند و یا هزار گوش و هزار چشم و حافظ عهد و پیمان پا به میدان می دهد (رجبی، 1375: صص 118-117).
برخلاف خود ایزد میترا که در جای جای کتب دینی زرتشتیان نامش ذکر شده است نشانی از جشن مهرگان در کتب دینی زرتشت به خصوص اوستا دیده نمی شد. طبق شواهد این جشن در بابل و بین النهرین جشن آفرینش محسوب می شده است مانی هم در آئین خود این ایزد را آفریننده می داند و می گوید جهان مادی بد است و ایزد مهر هم نه به خاطر یک چیز خوب آن را خلق کرده است بلکه به خاطر نجات روح آن را آفریده است (بهار، 1387: صص351-350).
پس از برخوردن به این مبحث توجه بسیاری کردم و پس از چندی جستجو متوجه این نکته شدم که ایزد هوم[4] توسط میترا کشته می شود و از جاری شدن شیره او بر روی زمین گیاهان و نباتات به وجود می آیند (آخته، 1384: ص 85) و شاید به همین دلیل در آئین مانی به عنوان سازنده جهان مادی و نجات دهنده هرمز معرفی می شود.
احتمالاً این جشن ابتدا از مردمان سومری که در خلیج فارس زندگی می کردند گرفته شده است یعنی مردمان جنوب غربی که به علت گرمای زیاد در این نواحی فصل پاییز برایشان به علت آب و هوای معتدل بهار محسوب می شده است (بهار، 1387: صص351-350)[1].
همان گونه که گفته شد در کتب دینی زرتشتی مثل اوستا و متون پهلوی ساسانی اشاره ای به جشن مهرگان نیست پس مسلماً این جشن جز یک رشته از اعیاد بومی در ایران باستان بوده است که پس از ظهور زرتشت و ورود میترا توسط روحانیان زرتشتی به مرور زمان نیز این جشن با اعمال تغییراتی به صورتی جشن مذهبی در دین زرتشت در امده و از شکل آفرینشی خود در جنوب غربی ایران در شرق ایران شکل برکتی به خود گرفت و انجام این جشن همراه با آداب و رسوم خاصی شد و شاهان و مغ ها با حضور خود در این جشن رسمیت بیشتری به آن دادند (رجبی، 1375: صص 128-118-117)
طبق شواهد موجود این جشن در دوره هخامنشیان با شکوه و جلال هرچه تمام تر برگزار می شده است و حتی در موقعی از تاریخ این حکومت به عنوان شروع سال جدید شناخته می شده است. پس از روی کار آمدن ساسانیان و رسمی شدن دین زرتشتی در ایران، جشن ها بار دیگر شکل و رنگ تازه ای به خود گرفتند. مهرگان هم از این قاعده مستثنی نماند. یکی از این تغییرات ایجاد تحول در موقع مهرگان بوده است.
موقع مهرگان از ابتدا تا عهد ساسانیان
به موجب تقویم اوستایی سال به دو فصل تقسیم می شد، تابستان بزرگ که به نام "هم"[5] شناخته می شدو زمستان بزرگ که "زین"[6] نامیده می شد و مهرگان در آغاز زین یعنی زمستان قرار داشت (رضی، 1371: ص 500).
ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه خود می گوید:
"مهر ماه، اول آن هرمز روز است که عید بزرگی است و به مهرگان معروف است که خزان دوم باشد" (بیرونی، 1352: ص290).
فردوسی نیز (397-319) در اشعار خود یک مهر ماه را روز جشن مهرگان می داند. این جشن در نخستین روز از مهر ماه یعنی هرمز روز ([2])و آغاز سال نو در گاه شماری هخامنشی بوده است (غیاث آبادی مرادی، 1384: صص33-32).
درگاه شماری ایران باستان بر هر یک از دوازده ماه سال و سی روز ماه نام یکی از الهه های خود را گذاشته بودند و در اواخر دوره هخامنشی این نوآوری صورت گرفت که اگر نام ماه با نام روز یکسان می شد آن را جشن می گرفتند از ماه مهر روز شانزدهم ماه نام مهر بر خود داشت. اینچنین شد این جشن از یک مهر ماه به شانزدهم مهر ماه انتقال یافت (بویس، 1384: صص364-363).
این تاریخ تا دوره ساسانیان باقی ماند. تقویم قبل از ساسانیان تقویم اوستایی بود که بزرگترین مشکل آن گردان بودن این تقویم بود بنابراین اعیاد از موقع حقیقی خود جابجا می شدند. اما روحانیان نسبت به آن بی اعتنا بودند و اصلاحی در تقویم انجام ندادند و اعیاد در هر روزی که می افتاد جشن می گرفتند. آن روز را تا این که اردشیر پاپکان (242-224) مؤسس سلسله ساسانیان اصلاحاتی در تقویم انجام می دهد و 5 روز تقویم را به عقب می آورد تا با موقع اصلی خود هماهنگ شود(2) در این هنگام زمان بر پایی جشن مهرگان باید براساس تقویم اوستایی گردان بیست و یک مهر ماه می بود که با 5 روز به عقب آمدن تقویم به موقع اصلی خود یعنی شانزدهم مهر ماه بازگشت. این عمل مردم را به هراس و سردرگمی انداخت که واقعا زمان حقیقی برپایی جشن ها که انجام آن ها جز مهم ترین فرایض دینشان بود زمان تقویم اوستایی قدیم است یا زمان اعلام شده از سوی دولت. از سوی دیگرنیز دولت به مردم فشار می آورد که فرایض دینی را در تاریخ اعلام شده انجام دهند به همین سبب مردم از هراس قصور و کوتاهی در انجام این فرایض و سرگردان شدن فروشی ها بر روی زمین هم روز اعلام شده جدید را فرایض خود را انجام می دادند و هم روز تقویم اوستایی قدیم را به صورت پنهانی انجام میدادند(بویس، 1384: صص 338-337-336).
این مسئله در مورد جشن مهرگان که نوعی فریضه دینی بود نیز صدق می کرد و مردم هم شانزدهم مهر را که دولت اعلام کرده بود جشن می گرفتند و هم بیست و یک مهر ماه را که بر اساس تقویم اوستایی گردان قدیم روز مهرگان می شد را به صورت پنهانی جشن می گرفتند تا مطمئن باشند این فریضه دینی را بدون نقص انجام دادند.
در گزارشی از بیرونی به چگونگی به هم پیوسته شدن شانزدهم مهر و بیست و یک مهر بر می خوریم.
«آن ها هر دو روز را عید می گرفتند تا اینکه هرمز پسر شاپور پهلوان این دو روز را به هم پیوست و همه روزهای بین آن را تا سطح عید بالا برد چنان که میان دو نوروز را به هم پیوند داد» (بیرونی، 1352: صص293-292).
بنا بر روایتی این هرمز اول (273-272) نوه اردشیر پاپکان به توصیه موبد بزرگ کرتیر (242-294) این مشکل را حل کرد (رجبی، 1375:ص222). در واقع او هر دو جشن را رسمی داشت و جشن اول یعنی شانزدهم مهر ماه مهرگان کوچک و جشن دوم یعنی بیست و یک مهر ماه را جشن بزرگتر، مهرگان بزرگ یا رام روز نامید. کاری که با تمامی جشن ها کرد و دستور داد روزهای میان این دو جشن نیز جشن اعلام شود و این گونه بود که مهرگان از یک روز جشن گرفتن به 6 روز جشن و شادی تبدیل شد. اتفاقی که برای تمامی جشن های آئین زرتشت در آن دوره افتاد. همین که آئین های شش روزه شکل گرفت توضیح و تبیینی نیز برای این روزهای به هم پیوسته ساخته شد. فی الواقع به هم پیوند دادن این روزها به هم سبب شد که برای جشن گرفتن این روزها علت های خاصی به وجود بیاید.
علت برپایی مهرگان
در باب علت برپایی جشن مهرگان افسانه های اساطیری بر روال پهلوانی است. معروف ترین آن این است که در این روز فریدون عملاً ضحاک را شکست می دهد و به بند می کشد و خود بر تخت سلطنت می نشیند.
ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه خود این مسئله را این گونه بیان می کند « در این روز بود که فریدون به یاری مهر ضحاک را با گرز گاوسار که سلاح ویژه ایزدان است با خاک یکسان کرد» (بیرونی، 1352: ص291). بیرونی در جائی دیگر گفته است در این روز فرشتگان برای یاری فریدون آمدند و در این روز بود که خداوند زمین را گسترانید و کالبد ها رابرای آن که محل ارواح باشد آفرید و در ساعتی از این روز بود که خداوند ماه را که کره ای سیاه و بی فروغ بود بها و جلا بخشید (بیرونی، 1352: صص291-290).
آنچه از گفته بیرونی می توان برداشت کرد این است که این روز را روز پیروزی خیر و نیکی آن هم به کمک میترا ایزد حامی نیک اندیشان و نیک خواهان بر ظلم و ستمگری می دانستند. نکته بسیار جالب در گفته ابوریحان بیرونی اشاره وی به گرز گاوسار است که به وسیله آن فریدون ضحاک را شکست می دهد. این گرز ویژه میترا است که به وسیله آن بر سر دشمنان و عهدشکنان می کوفت.شاید به همین دلیل است که موبدان زرتشتی هنگامیکه می خواهند رسماً جامه روحانی را بر تن کنند گرزی به این شکل دارند که یادآور مبارزه اخلاقی او با اهریمن است. افزون بر این ها ایمان داشتن که پیمان سرنوشت ساز میان اهریمن در این روز بسته شده است (بویس، 1384: ص368).
فردوسی نیز در اشعار خودش روز پیروزی فریدون بر ضحاک را در مهرگان می داند و می گوید
|
بروز خجسته سر مهر ماه |
سر نهاد آن کیانی کلاه |
(رجبی، 1380: ص339).
حتی کشته شدن گئوماته مغ به دست داریوش و یارانش در روز مهرگان دانسته شده است به نوشته خود داریوش در بیستون (ستون یک ، بند3، خط 55) گئوماته در روز مهرگان کشته شده است (رجبی، 1380، ص 340).
مگر نه آن که گئوماته نماد ظلم و ستم بود و داریوش در نقش نجات دهنده دقیقاً همان نقشی که فریدون بازی کرد گئوماته را از میان برداشت و صلح و نیکی و عدالت را در سرزمین آریایی استوار ساخت. این مسئله چیزی غیر از همان پیروزی خیر بر ستم در اختیار ما نمی گذارد.
یکی از دلایل دیگر که می توان برای برپایی مهرگان بیان کرد ارتباط داشتن این جشن با طبیعت است. در پائیز خورشید کارش را که رساندن میوه ها و محصولات کشاورزی است انجام داده است. از این رو مهرگان را نشان رستاخیز و پایان جهان می دانند. به این دلیل که هرچیزی که دارای نیروی بالندگی باشد در پائیز به منتهای بالندگی خود می رسد (بیرونی، 1352: ص291).
فی الواقع مهرگان به علت واقع شدن درپایان فصل کار و کوشش و دروی محصول و زمان فراغت خیال کشاورزان و پادشاهان از مسائل جنگ و واریز شدن مالیات ها به خزانه و شروع دوره ای از آرامش بر اعتبار خود افزوده است.
در دوره هرمز اول زمانی که مهرگان کوچک را به مهرگان بزرگ پیوست و شش روز میان آن دو (یعنی از شانزدهم مهر ماه تا بیست و یکم مهر ماه) را به هم پیوست، تبیین ها نیز برای این جشن های بهم پیوسته پیدا شد.آن ها شانزدهم ماه مهر یعنی مهرگان کوچک را یادگار نشاط و سرور همگانی از شنیدن خبر خیزش فریدون می دانستند (همان).
و اما دربیست و یک مهر ماه یا رام روز بالاخره فریدون موفق می شود پس از شش روز تعقیب ضحاک او را عملاً شکست دهد و در کوه سپید به بند کشد به همین دلیل برای این روز شادی و جشنی بسی بزرگ برگزار می کردند. هرمز اول علاوه بر پیوند دادن این دو جشن به یکدیگر برای برپایی این جشن شیوه ای خاص را در نظر گرفت و هر روز را به جشن به طبقه خاصی از جامعه اختصاص داد (بویس، 1384: ص369).
اعمال و رسوم جشن مهرگان در عصر ساسانیان
همان گونه که گفته شد در زمان هرمز اول مدت زمان جشن مهرگان به شش روز می رسد و هر روز به طبقه خاصی اختصاص می یابد . شروع جشن را مهرگان همگانی "شانزدهم مهر ماه" و روز فرجام جشن را مهرگان بزرگ می دانستند. جشن مهرگان زمان پذیرفته شدنش در دین زرتشت شکل و ظاهر یک جشن مذهبی را توسط مغان به خود گرفت بنابراین شاهد انجام آداب و رسوم مذهبی خاصی که در دیگر جشن ها رایج بوده است هستیم متاسفانه به علت فقدان منابع در باب نحوه برپایی این جشن آگاهی ما بسیار اندک است و از جزئیات آن اطلاع زیادی نداریم و بیشتر اطلاعات با حدس و تردید به دست آمده است اما همین اطلاعات اندک هم کافی است تا متوجه طبقاتی بودن جامعه ساسانی بشویم که جشن مهرگان به صورت جداگانه و مستقل از هم اما مرتبط با یکدیگر بین طبقه عامه و خاصه برگزار می شده است که به توضیح نحوه برگزاری جشن بین هر دو طبقه می پردازم.
الف)چگونگی آداب و رسوم مهرگان در نزد مردم عامه
اینوسترانسف به نقل از بیرونی می گوید:[7]
مهرگان برای جشن گرفتن به شش طبقه تقسیم می شده است . در روز نخست یعنی شانزدهم مهر ماه پادشاه جشن را افتتاح می کرده است . و روز نخست از جشن را به شادی مردم عامه اختصاص می داده است طبیعتاً در این روز ازدحام جمعیت بیشتر بوده است. به سان دیگر جشن ها در این روز مردم خود را در آب نهر ها و رودها می شستند و عنبرعود هندی به یکدیگر هدیه می دادند (رضایی، 1387: ص 85).
در واقع مردم صبح بسیار زود بر می خواستند و به کنار نهرها و جوی های آب می رفتند و غسل می کردند و لباس نو و تمییز در این روز می پوشیدند و خوردن انار و استشمام گلاب را در این روز از اسباب صیانت خود از بلیات و آفات می دانستند (کریستین سن، 1389: ص 185).
در این روز معابد پاک و پاکیزه می گشته است و مردم با انجام مراسم دینی خاصی به قربانی کردن برای میترا می پرداختند و کشاورزان از خرمن های خویش برای آتشکده ها هدیه می آوردند (رجبی، 1380: ص336). ممکن است این قربانی کردن اشاره داشته باشد به گاو یکتا که باکشته شدن آن دست به دست میترا تجدید حیات جانوران و گیاهان تضمین شد. از دیگر رسوم مشهور این دوره این بوده است که رعایا برای پادشاه هدیه می فرستادند و سعی می شد هرکس بهترین و ارزشمندترین چیزی را که دارد هدیه بدهد. غالباً این هدیه ها شامل اشیاء خوشبو و معطر و پارچه های گران بها بود در روز جشن مرسوم بود عموماً دامداران و سواران اسب و مردم به تناسب وضع مالیشان و شأن اجتماعی خود به یکدیگر سدره "بالاپوش" هدیه می دادند (پیرنیا، 1386: ص89). گفته اند که فریدون بر خلاف درخواست ضحاک که از وی خواسته بود او را نکشد ضحاک را در کوه دماوند به بند کشید و هزار سال زیست. از این رو به بیوراسب شهره یافت. به همین سبب مردم در این روز دعای خیرشان این بوده است که هزار سال زنده باشی و نیز در این روز در میان مردمان عادی بازار مکاره ای برپا بوده است. مردم در سراسر روز به شراب نوشی و رقص و آواز می پرداختند و بدن خود را با روغن بان چرب می کردند زیرا معتقد بودند این کار شگون دارد (رضی، 1371: ص506).
یکی دیگر از رسوم بسیار مشهور در این روز بار عام دادن شاهان به مردمان عادی بوده است. مردمان عادی می توانستند بی هیچ مانعی شاه را ملاقات کنند و شکایات خود را به شاه عرضه دارند و هر چه می خواهند از او تقاضا کنند (آخته، 1384: 91-90).
متأسفانه آگاهی در باب چگونگی این جشن در میان عامه بسیار اندک است اما اطمینان دارم که این جشن در میان مردمان عادی بسیار با اهمیت و مقدس بوده است و مردم در این روز با یکدیگر آشتی می کردند و شاد بودند. این سنت پسندیده می توانست در پیوند پایه های اجتماعی مؤثر باشد.
ب)آداب و رسوم مهرگان در نزد خاصگان در عصر ساسانی
شاهان ساسانی سعی می کردند به تقلید از شاهان هخامنشی این جشن را با شکوه و جلال هر چه بیشتر برگزار کنند.شاهان ساسانی در این روز تاجی را که صورت آفتاب بر روی چرخی استوار بود برسر می گذاشتند (بیرونی، 1352: ص 229).
در واقع اولین کسی که این تاج را بر سر گذاشت اردشیر پاپکان بود پس از وی دیگر شاهان نیز در این کار از او پیروی کردند.می گویند صبح زود پس از آنکه شاه جامه ای از برد یمانی و زربافت گرانبهای خود را به تن می کرد. مراسم مرسوم در این روز را آغاز می نمود. شخصی خوشنام که در آوردن نیک بختی آزموده بود با روی خندان به نزد شاه می آمد (ایسترانسف، 1384: ص 65). این فرد با رسمی معمول طبق قراردادی قبلی از شب هنگام بر درگاه می ایستاد و چون سپیدی روز پدیدار می گشت وارد بارگاه شاه می گشت میان او و شاه گفتگویی در می گرفت. شاه می گفت تو کیستی؟ از کجا آمده ای؟ چه همراه داری؟ (رضی، 1371: ص 509) و پیک خجسته می گفت: «من از جانب دو نفر نیک بخت می آیم و به سوی دو نفر پر برکت می روم و با من پیروزمندی همراه است و نام من خجسته است. برای پادشاه خبر خوش و درود و پیام می آورم »شاه به او می گفت: داخل شو (ایسترانسف، 1384: ص 65). آنگاه پیک خجسته به نزدیک شاه می رفت و مردی داخل می شد و خوانچه را می گسترانید که در آن نان های گرد و کوچکی قرار داشت که از آرد و هفت نوع دانه چون گندم، جو، ارزن، ذرت؛ عدس، برنج، لوبیا و گاه دوازده نوع حبوب پخته می شد. این نان ها در تشریفات دینی و مراسمات مذهبی کاربرد داشته است و درون[8] نامیده می شدند (رضی، 1371: ص 508).
در وسط میز هفت شاخه از هفت درخت را می نهادند که از روی آن نام آن ها پیشگویی می کردند و شکل آن ها را به فال نیک می گرفتند از قبیل بید، زیتون، به، انار که هرکدام به اندازه ای یک، دو یا سه بند قطع شده بود و هر شاخه ای را به نام یکی از ایالت ها بر روی میز می گذاشتند و بر جاهای مختلف می نوشتند "ابزود، ابزاید، ابزون، بروار، فراخی"یعنی افزوده، افزوده خواهد شد، افزونی، ثروت، خوشبختی و فراوانی.
هفت جام سفید و هفت در هم سفید ضرب همان سال و یک دینار نو و یک بسته اسپند"اسفند" می گذاشتند و پیک خجسته تمام این ها را بر می داشت و برای پادشاه زندگی ابدی و سلطنت طولانی و خوشبختی و خوشنامی آرزو می کرد و پادشاه در این روز هیچ یک از امور کشورداری را انجام نمی داد از ترس این که مبادا از او کار ناپسندی سر بزند و تمام سال دوام یابد (اینوسترانسف، 1384: ص65) و قبل از همه چیز بشقاب سیمین یا زرین با قند سفید و جوز هندی تازه پاک شده و پیاله های زرین و سیمین به پادشاه تقدیم می شد و او روز را با نوشیدن شیر تازه دوشیده شده که در آن خرمای تازه انداخته بودند آغاز می کرد و بعد از میان پوست جوز هندی خرماهای ریز را میل می نمود و کسی را که دوست داشت از آن (یعنی از آنچه در میان پوست بود) می بخشید و شیرینی های مورد پسند می خورد و در این روز هر یک باز سفیدی را رها می کردند. نوشیدن یک جرعه شیر تازه و خوردن پنیر را در آغاز این روزها به فال نیک می گرفتند و همه شاهان فارس این کار را نیک می دانستند (اینوسترانسف، 1384:ص 66).
در روایات بررسی شده به طور مداوم به این نکته بر می خوریم که پیک خجسته در پاسخ به شاه می گفت از جانب دو نیک بخت می آیم. برایم این سؤال مطرح شده بود که این دو پیک نیک بخت چه کسانی هستند تا سرانجام به پاسخ دست یافتم. روز ششم از جشن عید که مخصوص شاه و رام روز بوده است، خرداد روز نام داشته است و به دو ایزد هَوروتات[9] و اَمرداد[10] منسوب بوده است که در فارسی خردادو مرداد نامیده می شدند. این دو ایزد همیشه با یکدیگرند. خرداد نگهبان آب ها و مرداد نگهبان رستنی هاست (بهار، 1387: ص 41) یعنی روزی که طبیعت تجدید حیات می کند و روز حلول عصر نوین است. پیک خجسته از طرف فرشتگان فزونی بخش یعنی خرداد و مرداد حاضر می شود و برای سال بعد دعای خیر می کند و وقتی که پیک خجسته میز خوردنی ها را جلوی شاه می نهد فرشتگان را با نام صدا می زند طلب نیکی و خوشی از آن ها می کند (اینوسترانسف، 1384: صص70-69).
این مسئله ارتباط مستقیم این جشن را با طبیعت نشان می دهد. این مرد در حالی که دست بر سفره داشت نیایش های ویژه ای را در زیر لب زمزمه می کرد و برای شاه و مردم کشور دعای خیر می کردپس از پایان این مراسمات که جنبه دینی داشت هدایا و بزرگانی که هدایا را آورده بودند بار می یافتند. حکام ولایات، فرمانداران یا نمایندگان آنان نیز با هدایا ومالیات ها یا باج ها و خراج ها به حضور می رسیدند. این هدایا در دو دفتر جداگانه توسط ضابطان ویژه ثبت می شد. در دفتر مالیاتی آنچه از مالیات و یا خراج ممالک رسیده نوشته می شد و در دفتر دیگر هدایا و نام هدیه کنندگان درج می گشت تا در اوقاتی که برای هدیه کننده مشکل مالی پیش می آمد چند برابر مبلغ هدیه ای که داده است را دریافت کند. زنان شاه و فزرندانش نیز هدایای ویژه گرانبهایی را به شاه اهدا می کردند. مردم عادی در حد توانایی آنچه را که دوست داشتند و یا صنعت و پرورده خودشان بود می فرستادند. گفته می شود در زمان خسرو پرویز تعداد هدایای آورده شده برای او آنقدر زیاد بود که از شمارش خارج بود و شاعران و خنیاگران می نواختند و می سرودند و بهترین سروده های ستایش گرانه در نزد شاه انشاء می شد. پادشاهان نیز روغن بان بر بدن خود می مالیدند و نخستین کسانی که در این روز در نزد شاهان می آمدند موبدان بودند و هفت خوان را که شامل «شکر، ترنج، سیب، بهی، انار، عناب و انگور »بوده برای شاه می آوردند زیرا روحانیون معتقد بودند هر کس از این میوه ها بخورد بلیات آن سال از او دفع می شود (رضی، 1371: صص510-509).
شاهان در این روز لباس هایی را که در تابستان مورد استفاده قرار می دادند به اشخاص مورد علاقه خود یا مردم عادی می بخشیدند. وقتی روز اول خاتمه می یافته و شاهنشاه از مراسمات دینی و سنتی این روز فارغ می شد در روز دوم به کسانی که بالاترین مقام و اهمیت را در کشور دارا بودند یعنی دهقانان و اهل بیوتات بار عام می دادند (اینوسترانسف، 1384: ص 68).
به عبارت دیگر اول نمایندگان طبقه خرده مالک یعنی تیولدارانی که هسته واقعی ملت را تشکیل می دادند و بعد نمایندگان هفت خاندان بزرگ ایران یا به اصطلاح اهل بیوتات و روز سوم بهاداران و نمایندگان روحانیان عالی مقام و روز چهارم بستگان و محارم درگاه روز پنجم به فرزندان و تیولداران بار عام می داد (اینوسترانسف، 1384: ص 68).
گفته می شود در روز ششم که مراسمات بار عام و انجام فرایض دینی به پایان می رسیده شاهان ساسانی تمام این روز را به و شراب نوشی و رقص و سماعی مشغول می شدند از این جهت این روز را مهرگان بزرگ نامیده اند (اینوسترانسف، 1384: ص 66).
به طور واضح و آشکارا می توان دید که چگونه روحانیون زرتشتی آداب و رسوم مذهبی را جزء لاینفک این جشن کرده اند و آن را به صورت جشنی مذهبی در آورده اند. از سوی دیگر طبیعی بودن این جشن با حضور دو فرشته خرداد و مرداد به عنوان ایزدان برکت دهنده در این جشن و تقاضای مردم از آن ها برای داشتن سالی پر از شادی و برکت آرامش می توان به نقش کشاورزی در جامعه آن زمان ساسانی به خوبی پی برد. همگانی بودن این جشن باعث می شد مردم بدون در نظر گرفتن تفاوت های یکدیگر به برپائی این جشن بپردازند. شادی کردن و شراب نوشی و رقص از اجزای اصلی این مراسم بود. شادباش گفتن و هدیه دادن و دعای خیر و نیکی برای یکدیگر و آشتی کردن در این روز سبب انسجام اتحاد و دوستی میان مردمان می شده است.
نتیجه گیری
بر پایه آنچه بیان شد سابقه مهرگان ریشه در باورهای مردمان قدیم داشته است. مهرگان نقش مهمی در ایجاد وحدت و اتحاد مردم بازی کرد. تبیین مهرگان برگرفته از روال اسطوره ای و پهلوانی است البته ارتباط مهرگان را با طبیعت نمی توان انکار نمود. کارکردها و الزامات دینی آئین زرتشتی به خوبی در انجام رسم و رسومات این جشن نمایان است. مهرگان جشنی همگانی و ملی بوده است که با فر و شکوه خود تأثیرات عمیقی بر فرهنگ و باورهای جامعه عصر ساسانی گذاشت. این جشن با داشتن مفهوم پنهانی غلبه نیکی بر بدی محبوبیت والایی در نزد مردمان یافته بود. مهرگان با داشتن ارتباط با طبیعت نوید رستاخیزی دراوضاع مردمان داشت و با خود دورانی از فراغ و آسودگی خیال را به همراه داشت.
در واقع راز و رمز نهفته در فلسفه مهرگان و جشن مهر این است که موجب ایجاد لحظات خوش و در نتیجه آسایش خیال و راحتی روان و افزایش توانایی جسمانی برای تلاش در راستای ارتقا و بهبود کیفیت زندگی و همبستگی اجتماعی می شده است. اثرات مهرگان بر مردم عهد ساسانی غیر قابل انکار است. مهرگان با نفوذ در باورهای مردم توانست به فرهنگ مردم نیز رسوخ کند. فرهنگی که از مبانی اصلی پایداری حکومت ساسانیان بود و مهرگان توانست با ایجاد لحظات مفرح برای مردمان وحدت و یکدلی و نیک اندیشی و دوستی و مهر و امید برای فردا را برای مردم به وجود آورد.
پی نوشت
1.Metra kana
[7] کنستانتین، اینوسترانسف، تحقیقاتی درباره ساسانیان، مترجم کاظم کاظم زاده، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ ششم، (1384)، ص 68.
منابع و مآخذ
- آخته، ابوالقاسم، (1384)، جشن ها و آیین های شادمانی در ایران باستان تا امروز، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ نخست.
- اینوسترانسف، کنسانتین، (1384)، تحقیقاتی درباره ساسانیان، مترجم کاظم کاظم زاده، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ نخست.
- بهار، مهرداد، (1387)، از اسطوره تا تاریخ، گردآورنده ابوالقاسم اسماعیل پور، تهران، انتشارات چشمه، چاپ ششم.
- بهار، مهرداد، (1387)، ادیان آسیایی، تهران، انتشارات چشمه، چاپ هفتم.
- بیات، عزیزالله، (1381)، کلیات گاه شماری در جهان، تهران، انتشارات ئتنشگاه شهید بهشتی، چاپ نخست.
- بیرونی، ابوریحان، (1352)، ترجمه آثار الباقیه، مترجم اکبر دانا سرشت، تهران، انتشارات ابن سینا، چاپ نخست.
- بویس، مری، (1384)، علم در ایران و شرق باستان، مترجم همایون صنعتی زاده، تهران، انتشارات نگاه، چاپ سوم.
- پیرنیا، حسن؛ اقبال آشتیانی، عباس، (1386)، تاریخ ایران، تهران، انتشارات فراین، چاپ نخست.
- تقی زاده، حسن، (1316)، گاه شماری در ایران قدیم، تهران، انتشارات چاپخانه مجلس، چاپ نخست.
- رضایی، عبدالعظیم، (1378)، تاریخ نوروز و گاه شماری ایران، تهران، انتشارات درّ، چاپ نخست.
- رجبی، پرویز، (1380)، هزاره های گمشده، تهران، انتشارات توس، چاپ نخست.
- رجبی، پرویز، (1375)، جشن های ایرانی، تهران، انتشارات فرزین، چاپ نخست.
- رضی، هاشم، (1371)، گاه شماری و جشن های ایران باستان، تهران، انتشارات بهجت، چاپ نخست.
- رضی، هاشم، (1383)، جشن های آب، تهران، انتشارات بهجت، چاپ نخست.
- زریاب خوئی، عباس، (1370)، یکی قطره باران، گردآوردنده احمد تفضلی، تهران، انتشارات مهارت، چاپ نخست.
- غیاث آبادی مرادی، رضا، (1384)، جشن ها و گردهمایی های ملی، تهران، ناشر رضا غیاث آبادی مرادی، چاپ نخست.
- کریستین سن، آرتور، (1389)، ایران در زمان ساسانیان، مترجم زشید یاسمی، تهران، انتشارات نگاه، چاپ سوم.