گاهشماری در مصر باستان
گاهشماریهای رایج در مصر باستان
آنچه از نجوم مصر قدیم باقی مانده است بسیار اندک است. ابسا «روحانیون زرتشتی» مطالب زیادی میدانستند اما نمیخواستند کسی از آنها اطلاع یابد. آنها میتوانستند ستارگان ثابت را از سیارات تشخیص دهند و چون معبودهای اصلی کیش مصریان باستان اجرام آسمانی بودند روحانیت مصر در نگاه داشتن حساب زمان و پیش بینی پدیداری و ناپدیداری ایزد آسمانی مهارت یافتند (ولز، 1384: 248).
هر سال با فرا رسیدن بارش بارانهای سنگین و ذوب برفها در سرچشمههای نیل در کوههای آفریقای مرکزی باعث جریان یافتن سیلابهای میشود. بین ماههای ژوئیه «تیر ماه تا اکتبر» آبان ماه رود نیل از کنارههایش سرریز میکند. کاهنان مصری میخواستند جشنهای مذهبی با روزهایی که برای کشاورزی معتبر و با اهمیت بود مصادف شوند. به همین دلیل کاهنان مصری باید روشی علمی برای قرار گرفتن در جریان زمان ابداع میکردند (اسمیت، 1380: 47).
همین دو دلیل کافیست تا پی به اهمیت نجوم گاهشماری در مصر باستان ببریم. مصر باستان از همان ابتدا ریاضیات پیشرفتهای داشت و به خاطر قرار داشتن در همجواری رود نیل و طغیانهای هر سالهی این رود و وابسته بودن زندگیشان به آن و اینکه خدایانشان آسمانی بودند؟ به گاهشماری و نجوم توجه بسیاری کردند اما چون این علم در دست کاهنان بود کمتر کسی از آن آگاهی داشت. امروزه دانستنیهای ما از آن اندک است. در مصر باستان همزمان چند نوع تقویم در کنار هم رایج بوده است. از جمله:
الف) سالی 360 روزه که جنبهی دینی داشته و بیشتر ابزار دست روحانیت مذهبی مصر باستان (کاهنان) بود و سال معبدی نامیده میشد
.ب) سال 365 روزه معروف به سال عرفی یا گردان که از آن در امور مربوط به تعیین ساعات روز و شب و فلق وشفق – مجموعاً 24 ساعت – و کارهای روزانه و محاسبات نجومی، اندازهگیری و فواصل میان پدیدهها سود میجستند.
پ) سال 14
365 روزه برابر با فاصلهی میان دو طلوع صبحگاهی
شعری = شباهنگ = سپدت = تیشتر معروف به سال سوتیسی
ت) سال قمری 5-354 روزه
الف)گاهشماری قمری
این نوع گاهشماری بر اساس نیاز تعیین محل جشن تولد«رع» بود که به وجود آمد. سال قمری مصری معمولاً از دوازده ماه 29 یا 30 روزهی رؤیت شده تشکیل میشود و اولین ماه آن پس از جشن مذکور بود. تعداد روزهای این سال 354 روز بود و هر دو سه سال یک بار کبیسه میکردند. این تقویم در مصر علیا بر اساس جشن عمدهی پرت سپدت که در آخر ماه بود انجام میدادند (ولز، 1384: 435).
ماه قمری مصریان بر عکس کشورهای همسایشان با رؤیت نخستین هلال ماه در افق مغرب پس از غروب آفتاب شروع نمیشد. ماه قمری آنان با ناپدید شدن آخرین هلال، پیش از طلوع آفتاب، در افق مشرق آغاز میگردید. سال قمری آنان به تبعیت از فصلهای آنان، به چهار ماه فیضان – آنگاه که رود نیل بالا میآمد و زمینهای اطراف را فرا میگرفت و چهار ماه بذرکاری و رشد و نمو گیاه و چهار ماه خرمن و کم آبی تقسیم میشد چون 12 ماه قمری به طور متوسط 11 روز از سال طبیعی کوتاهتر است. هر دو یا سه سال ماه سیزدهمی را کبیسه میکردند یا به سال میافزودند تا جای فصول تغییر نیابد.
این سال قمری نجمی سالها در مصر رایج بود. حتی تا پایان دورهی رواج شرک و بتپرستی از همین سال به عنوان سال دینی استفاده میشد و جشنها و آیینهای مذهبی را طبق آن انجام میدادند (صنعتی زاده، 1384: 493).
در گاهشماری قمری بدوی مصری، ماه قمری به چهار هفته مبتنی بر تربیع اول، بدر کامل و تربیع دوم (محاق) تقسیم میشد. ماه اول این سال قمری تی نام داشته است (صنعتی زاده، 1384: 499-494).
گاهشماری قمری – مصری، که در آغاز دورهی فراعنه وضع شد هر چند جنبهی علمی داشت. جهت انجام امور اقتصادی و مالی مناسب نبود. برای مردم کوچه و بازار کار کردن با گاهشماری که گاه 12 ماه و زمانی 13 ماه بود، و روز اول هر یک ماههای آن میبایست رصد شود دشوار بود. در عمل طبقهی خاصی از کاهنان که مباشران ساعات نامیده میشدند سرپرستی امور مربوط به زمان سنجی را بر عهده گرفتند و به امور مربوط به زمان سنجی و تعیین روزهای اول ماههای قمری میپرداختند. اما به موازات رواج و گسترش مهارت و نوشتن در اثنای فرمانروایی سه سلسلهی اولیهی فراعنه، نیاز به بایگانی تاریخدار و تاریخکذاری نامهها و سیاهه موجودی انبار کالاها و مخصوصاً کالاهای فسادپذیر، لزوم ایجاد روشی ساده برای نگاهداری حساب ماهها و روزها را آشکار ساخت.
اشتیاق به داشتن شیوهای سادهتر، که نیاز به کوشش فراوان برای منظم بودن نداشته باشد، باعث تحول گاهشماری دیگری شد. آثار این گاهشماری از قرن 15 و 16 دیده میشود (تقی زاده، 1316:58).
ب)گاهشماری معبدی
اشتیاق به داشتن شیوهای سادهتر که نیاز به کوشش فراوان برای منظم بودن نداشته باشد باعث تحول گاهشماری دیگری شد. سادهگرایی بر اساس گرد کردن اعداد گاهشماری قمری سرانجام منجر به 12 ماه سی روزه و سال 360 روزه شد.
این سال 360 روزه با 36 عشره و 72 خمسه تقسیم میشد (تقی زاده، 1316: 231).
این نوع گاهشماری برای انجام مراسم مذهبی و برپا کردن جشنهای سنتی که گاهشماری معبدی نامیده میشد به کار میرفت. این گاهشماری 360 روزه با دوازده ماه سی روزه پنج روز اضافه را در نظر نمیگرفت. این 360 روز به سه فصل و هر فصل به چهار ماه و هر ماه به سه هفته ده روزه و هر ده روز تقسم میشد به دو پنجه (صنعتی، 1384: 479).
پ)گاهشماری عرفی یا گردان
این تقویم نظیر تقویم اوستایی متأخر از آغاز هزاره سوم مورد استفاده قرار گرفت. دارای یک سال 365 روزه و 12 ماه، سی روزه به اضافهی 5 روز اضافی در پایان سال بوده است. (گریشویج، 1387: 375).
سال را به سه فصل تقسیم میکردند و هر فصل چهار ماه داشت. فصل اول بر آمدن و زیاد شدن و فرو نشستن آب نیل بود، شامل ماههای (توت[1]، فائوقی[2]، اتیر[3]، خویاک [4]) میشد و فصل دوم فصل کشاورزی و بذرافشانی بود و شامل ماههای (تی بی[5]، مخیر[6]، فامنوت[7]، فارموتی[8]) میشد.
و فصل سوم زمان دور بوده است که شامل ماههای (پاخون[9]، پانی[10]،اپی فی[11]، مسوری[12]) میشده است (دورانت، 1382: 215).
این سال سالی خورشیدی بوده است. وقتی که آب رودخانهی نیل به منتهای موجود رسیده بود هنگام نخستین روز اول سال ستارهی شعرای یمانی که آن را سوتیس مینامیدند 42 دقیقه قبل از طلوع خورشید ظاهر شد اما بلافاصله تا اولین طلوع خورشید ناپدید شد. بنابراین فرعون اعلام داشت که بعد از این سال عبارت است از فاصلهی زمانی مابین دو بار مقارنهی تقریبی خورشید و سوتیس در هنگام طلوع. این سال را سالی سوتیاک «شعرایی» نام نهادند. وقتی بعد از سال 46 قبل از میلاد نیز که قیصر روم تقویم را به طور کلی تغییر داد هنوز معمول بود میتوانستند انطباق طلوع خورشید و ستارهی شعرای یمانی را در یکی از اوقات سال به دقت معلوم نمایند همین امر ثابت میکند که متفکران مصری آسمان را با دقت از مدتها قبل رصد میکردند (بیات، 1381: 50).
زمانی که این گاهشماری اتخاذ گردید 72 عشره گاهشماری معبدی به 73 عشره تبدیل شده روزهای ماه هر یک اسمی داشته و هر یک به خداوندی منسوب بود. اول سال اساساً از موقع بالا آمدن نیل و اولین طلوع صبحی شعرای یمانی بوده (تقریباً در 21 ژانویه) (تقی زاده، 1316: 58).
5 روز زائد را ابوغمنا میگویند و معنی آن ماه کوچک است. این ماه 5 روز اضافه به آخر ماه دوازدهم مصری یعنی «مسری» ملحق میشوند و یک روز برای کبس میافزایند و ابوغضا شش روز میشود و سال کبیسه را فقط گویند و تفسر آن علامت نشان است (محمدکاوه، 1373: 76). ایام خمسه مسترقه نحس بوده است و هر روز آن به اسم یکی از خدایان بود این 5 روز عید اموات بود (تقی زاده، 1316: 52).
مصریان باستان از طریق جداول ساعتهای ستارهای مورب روزهای ابوغضا را محاسبه میکردند. اما به این نکته توجه نمیکرد که پس از 365 روز خورشید دقیقاً به محاذات همان ستارهی معین مراجعه نمیکند در نتیجه جدول در هر چهار سال یک روز را اشتباه میکند (ولز، 1384: 441).
در این سال 365 روزه فصل اول که با طغیان رود نیل همراه بود را اخت[13]، فصل دوم را پرت[14] به معنای سر زدن یعنی زمین گیاه از زیر آب بیرون میآورد و فصل سوم را شمو[15] مینامیدند که مفهوم پایین رفتن آب و موقع خرمن را بیان میکرد. هنگامی که میخواستند تاریخی تعیین کنند پس از اشاره به سال جلوس معمولاً روز و ماه و فصل را در الگوی «شمارهی ماه، فصل، شمارهی روز» میآوردند به عنوان مثال «چهارم شمو» که مفهوم روز بیستم از ماه چهارم از فصل شمو را میرساند.
در این گاهشماری به علت اینکه هیچ روزی را کبیسه نمیکردند در نتیجه روز آغاز این گاهشماری در سال خورشیدی آن قدر به عقب میافتاد تا اینکه در یک دورهی 1452 تا 1506 ساله دوباره به جای اول خود باز میگشت. جای تردید نیست این گاهشماری عرفی و رسمی که اغلب آن را سال گردان میخواندند از دورهی پیش از پیدایش سلسلههای فراعنه تا دورهی رومیها معمول بوده و رواج داشت (سی ول، 1384: 447).
ت) گاهشماری ثابت یا سوتیس
همانگونه که گفته شد بزرگترین ایراد گاهشماری عرفی گردان بودن آن بود به همین
سبب یم هوتپ وزیر مشهور فرعون سلسلهی «جوزر» که نوزدهمین شاه از خاندان منس به
حساب میآید سال را 14
365 روز محاسبه کرد اما روشی که او
اتخاذ کرده بود، 1 دقیقه از 14
365 روز جلوتر بود. این گاهشماری
همزمان در کنار گاهشماری قمری برای تعیین فرائض دینی و برگزاری جشنها به کار میرفته
است.
مدارک بی ابهام دلالت بر این دارد که مصریان در تمام مدت حیات تمدن و فرهنگ خود عصرهایی طولانی زمان را با دورههایی اندازه میگرفتهاند که در آن یک پدیدهی نجومی از یک دورهی گاهشماری گذر میکرده است. مثلاً میبینیم دورهی سوتیسی عبارت از آن دورهای است که طلوع صبحگاهی شباهنگ سرتاسر پهنهی 365 روز سال گاهشماری را طی میکند: 1456 سال در نخستین دور که از سال 2769 ق.م آغاز شد. 1455 سال در دورهی بعدی از آغاز دورهای در سال 1313 ق.م و دورهی بعد که در سال 138 میلادی شروع شد. این دورهها را «دور ابدیت» نام نهاده بودند که به آن دور ققنوسی نیز میگویند (سی ول، 1384: 453-452).
مصریان موفق شدند روز و شب را به 12 ساعت تقسیم کنند چون میپنداشتند اختران در زندگی انسان تأثیر میگذاشتند. اختر گویان مدعی شدند میتوانند روزهای سعد و نحس را پیشگویی کنند (لوکاس،1387: 115).
اما در باب مبدأ تقویم مصریان تاریخ بختالنصر را به عنوان مبدأ خود می پداشتند؛ اما در تحقیقات اخیر مبدأ تاریخ قبطی را سال اول جلوس امپراطور روم دیوکلیسیان که در سال 284 ق.م مسیح بوده است مینویسد:
دقلطیانوس مورخ عرب، این تاریخ را به مناسبت اینکه دیوکلیسیان مزبور در مدت سلطنت خود (284-305) عدهی کثیری از مسیحیان را به قتل رسانید «تاریخالشهدا» مینامیدند و همه جا در کتب تواریخ مصر و نیز در تقاویم و جراید امروز از مبدأ قبطیان به تاریخالشهدا تعبیر میکنند. سال 1982 میلاد مسیحی برابر است با سال 1698 شهدا. اکنون در مصر عموم جراید و مجلات و تقاویم آن مملکت تاریخ قطبی و ایام مشهور و سنین قبطی در جنب تاریخ هجری و میلادی هر سه با هم نوشته میشوند (بیات، 1381: 152).
اینها آشکارترین ویژگی گاهشماری مصری بودند، تا زمینهای باشند برای بیان تأثیرات مقابل تقویم مصری و تقویم زرتشتی.
دربارهی قرار دادی بودن یا عینی بودن سال 365 روزه
دربارهی سال 365 روزه مصری = سال گردان مصری = سال عرفی مصری = سال دینی
زرتشتی اینکه آیا این سال قراردادی بوده است یا اینکه با پدیدهای نجومی ارتباط
داشته اختلاف نظر فراوان وجود دارد. عدهای معتقدند این سال مطلقاً قراردادی بوده
و هیچ ارتباطی با پدیده نجوم ندارد. پارهای از منجمان مشرق زمین روزگار باستان
برای خورشید دوگونه حرکت قائل بودند و دو نوع سال 36514
روزه و 365 روزه را مظهر این حرکات دوگانهی
خورشیدی میپنداشتند.
مثلاً در نوروزنامهی منسوب به عمر خیام آمده است:
«اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون آفتاب را دو دور بوده: یکی آن که هر شصت و پنج روز و ربعی از شبانه روزی به اول دقیقه حمل باز آید...
دیگر آن که بدین دقیقه باز نتواند آمدعچون هر سال یک ربع (از شبانه روزی کم میشود و به همان دقیقه بازآید هر هزار و چهار صد و یک سال به همان وقت و روز که رفته بود...
یا علامهی مجلسی میگوید:
«هریک از ستارگان را دو حرکت متفاوت میباشد یکی عام که همه کواکب به آن متحرکند.. و دیگری حرکت خاصه که هر یک برای خود دارند... مانند موری که بر روی (سنگ) آسیا به جانب چپ حرکت کند و (سنگ) آسیا او را به جانب راست حرکت می دهد. پس مور حرکت مختلف میکنند یکی به اراده که از پیش روی خود حرکت میکند و دیگری به کراهت و جبر که سنگ آسیا (او) را به پس میگرداند».
اقتباس گاهشماری مصری باستان از سوی روحانیت زرتشتی ایران در سده ششم ق.م
تمام پژوهشگران غربی و منابع امروزی به این نتیجه رسیدهاند که ایرانیان در اواخر سده ششم یا اوایل سدهی پنجم قبل از میلاد و تقویم مصری را با تمام خصوصیات و جزئیات اقتباس و آن را زیر بنای سال دینی خود قرار میدهند. بنابراین ظن قوی میرود که در همین زمان، شاید اندکی یا بلافاصله پس از عودت داریوش از مصر (مثلاً بین سنهی (515 و 510 ق.م9 محافل زرتشتی ایران و رؤسا و موبدان ان کیش (و شاید خلیفهی زرتشت در آن عصر) ترتیب گاهشماری مصری را که ساده بود و در نظر هر کسی معقول و بی پیچ و خم و سهل و سر راست میآمد پسندیده و آن را برای حزب خود اتخاذ نمودند و به جای گاهشماری اوستایی قدیم گذاشتند و نیز شاید به واسطهی خشمی که داریوش و دولتیان ایران بر اثر خروج گماتا نسبت به مغان دینی بومی ایران پیدا کردند. زرتشتیان از حمایت و مساعدت دولت بهرهمند و البته تشویق هم میشدند. پس این طایفه عیناً گاهشماری مصری را پذیرفته، اول سال مصری را روز اول توت یا تهوت مصری بود یعنی جلوی ماه اول قرار دادند. خلاصه آن که عین سال و ماه مصری را فقط با تبدیل اسامی ماهها به ایرانی اتخاذ کرده ماه اول سال ایرانی را به نام خدای بزرگ مینامیدند یا آن که ماه دی را از ماههای موجود خوب با توت تطبیق ما ماه اولش کردند (تقی زاده، 1357: 347-346-345).
در تأیید همین نظر مرحوم تقی زاده در دایرهالمعارف فارسی «مصاحب» در زیر مدخل تقویم اوستایی جدید آمده است.
در هر حال تقویم اوستایی جدید در تمام کیفیان و جزئیات با تقویم مصری مطابق است (مصاحب، 1345: 657).
در چند سطر پایینتر در تأیید نظر مرحوم تقی زاده دربارهی ریشه و اصل اسم ماههای ایرانی اضافه میکند:
«هر روز ماه چنان که در مصر معمول بود، به یک فرشته موکول منسوب و به اسم او منسوب است».
میبینیم که اکثراً پژوهشگران بر این باورند که تقویم اوستایی جدید با تقویم دینی زرتشتیان ایران در تمام کیفیات و جزئیات با تقویم مصری برابر است و همان روش اسم گذاری مصریان، الگوی اسم گذاری ماههای زرتشیان بوده است.
بر این نظرات مختصر ایرادی وارد است به این معنی که تردید نمیتوان داشت که تا قبل از تصرف مصر به دست ایرانیان دورههای آخر سدهی ششم ق.م خود مصریان به هنگام تاریخ گذاری اسم به کار نمیبردند و برای تاریخ گذاری فقط از ارقام و اعداد استفاده میکردند. اکثریت قریب به اتفاق پژوهشگرانی که در زمینهی گاهشماری و تاریخ گذاری باستان کار کردهاند معتقدند ایرانیان باستان پس از تصرف مصر به دست کمبوجیه و داریوش گاهشماری مصری را با تمام جزئیات و کیفیات اقتباس میکنند.
پژوهشگران غربی معتقدند که ایرانیان باستان فقط 365 روزهی بدون کسر مصری را اقتباس کرده و آن را سنگ بنیاد و زیر بنای تمام آیینها و مراسمات خود قرار دادند. برای مثال: شباهتی که بین سال معبدی 360 روزهی مصری از یک سو و «کستی» یا ریسمانی که هر زرتشتی به هنگام بلوغ و ادای شهادت به زرتشتی بودن بایستی به کمر ببندد و آن را همیشه بسته نگاهدارد از سوی مشخصات سال معبدی را از قبل بیان کردیم . به همین دلیل در اینجا به ترسیم کلی از سال معبدی میپردازیم:
12ماه= 4 ماه× 3 فصل
12 ماه
حال میتوان به مقایسه پرداخت: کستی زرتشتیان از 72 نخ که دوازده رشتهی شش نخی بافته شده است. این 12 رشته به بنهی خود در سه رسن هر یک دارای چهار رشته بافته شده است. این سه رسن لای یکدیگر گره میخورند و کرسی را به وجود میآورند (صنعتی زاده، 1384: 497).
مسلماً این شباهت اتفاقی نیست. مخصوصاً زمانی که میبینیم رسم کستی بستن را به جمشید منسوب دادهاند. چون تخت جمشید را داریوش اول ساخته احتمال میدهند داریوش همان جمشید است ( ،1368: 368).
دی ماه اوستایی هویتی وام گرفته از ماه توت مصری
عدهای از مورخان معتقدند که «ماه دی» گاهشماری اوستایی جدید هویتی است وام گرفته شده از ماه توت مصری، ماه اول سال 365 روزه عرفی مصری.
مثلاً حسن تقی زاده در این باب میگوید:
«پس محافل روحانی زرتشتی عیناً گاهشماری مصری را پذیرفته و اول سال مصری را که روز اول توت یا «تحوت مصری» باشد اول سال و خمسهی مسترقه را در همان جا که در سال مصری بود یعنی جلوی ماه اول قرار دادند. خلاصه آن که عین سال و ماه مصری را فقط با تبدیل اسامی ماهها به ایرانی اتخاذ کرده و ماه اول سال ایرانی را به نام خدای بزرگ دی نامیده یا اینکه ماه دی را از ماههای موجود خود با توت تطبیق و ماه اولش کردند (تقی زاده، 1357: 346-345).
ظاهراً پس از تصرف مصر به دست ایرانیان اسم ماه اول سال 365 روزه مصری به صورت «توت» تثبیت میشود و باز هم به احتمال زیاد این اسم از اسم ماه اول سال قمری مصری که تی = Thy نام داشته است اتخاذ شده بود و شباهت تی و دی واضح است.
تأثیر متقابل ایرانیان بر گاهشماری مصری
به گمانم با مقایسات و دلایل مختصری که آوردهام توانستم تا حدودی نظریهی تأثیر پذیرفتن ایرانیان را از تقویم مصری زمان حملهی داریوش اول به مصر ثابت کنم. اما جالب است بدانیم که در پی پژوهشهای که در سدهی بیستم توسط دانشمندان مصرشناس صورت گرفته است متوجه شدند که ایرانیان نیز تأثیراتی بر روی گاهشماری مصری نیز داشتهاند. مثلاً رسم تاریخ گذاری با کمک ماههایی که صاحب اسم هستند را ایرانیان در مصر باستان رواج دادهاند و ماه توت مصری و ماه دی ایرانی هر دو با انقلاب زمستانی آغاز میشوند.
و مسئلهی مهمتر رواج عید نوروز است که با همان نام نوروز از ادوار باستان تا به زمان حال در مصر باقی مانده است. این آشنایی در دورهی جهان سالاری هخامنشیان صورت گرفته است (صنعتی زاده، 1384: 501).
نتیجهگیری
بر پایهی آنچه بیان شد میتوان گفت که عامل اصلی پیشرفت علم نجوم و گاهشماری مصریان باستان دو چیز بوده است: نخست آن که حیات اجتماعیشان وابسته به نیل بوده است و با محاسبه کردن زمانهای طغیان و نشست و کشت وبرداشت حیات اجتماعی خود را تضمین میکردند. دوم آن که خدایان بزرگ مصری اجرام سماوی بودند که منزلگاهشان در دل آسمان بود، بنابراین برای تعیین دقیق زمان جشنها و مراسمات دینی خود و هماهنگ کردن آن با جشنهای حاصل از برداشت محصول و... هماهنگ کنند نیازمند گاهشماری دقیقی بودند. گاهشماری قمری به دلیل مشکلاتی که داشت و ایجاد سردرگمی در میان کارهای اداری و بازاری مردم نتوانست نیاز مردم را برآورده کند؛ بنابراین گاهشماری خورشیدی گردان اختراع شد اما این گاهشماری نیز به دلیل ثابت نبودن نتوانست نیاز روحانیان را بر طرف کند. بنابراین گاهشماری سومی ساخته شد که ثابت بود و میتوانست پاسخگوی نیازهای مردم باشد. اما نکتهی جالب توجه این است که با ورود گاهشماری جدید گاهشماری قبلی منسوخ نشد بلکه گاهشماری قبلی نیز در کنار گاهشماری جدید به حیات اجتماعی خود ادامه داد به طوری که به مدت 2800 سال گاهشماری گردان و گاهشماری ثابت دو گاهشماری اصلی مصر بودند. این گاهشماریها به صورت مسالمتآمیز در کنار یکدیگر به حیات خود ادامه دادند وهریک پاسخگوی نیازهای جامعهی کهن مصری بودهاند.
اکثریت قریب به اتفاق تاریخ نویسان و شرق شناسان بر این باورند که هخامنشیان یا دقیقتر بگویم روحانیت زرتشتی در پایان سدهی ششم یا پنجم ق.م گاهشماری مصری را جایگزین گاهشماری با ملتی در سرزمین خود کرده است. هر چند سندی برای اثبات آن نیست اما شواهدی که بیان کردهام نه میتوانستهاند تصادفی باشند و نه هم قابل انکار.
منابع
1- اسمیت، براند، (1380)، مصر باستان، مترجم آزیتا پاشایی، تهران، انتشارات ققنوس.
2- بهروز، ذ، (بی تا)، تقویم و تاریخ در ایران، تهران، انتشارات ایران
3- بیات، عزیزالله، (1381)، تقویم گاهشماری در جهان، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
4- تقی زاده، حسن، (1357)، گاهشماری در ایران باستان، تهران، چاپ ایرج افشار.
5- تقی زاده، حسنة (13169، گاهشماری در تاریخ ایران، تهران، انتشارات سمت، چاپ هفتم.
6- خیام، عمر، (1377)، نوروزنامه، مترجم رحیم رضازادهی ملک، تهران
7- دورانت، ویل، (1382)، تمدن مشرق زمین، مترجم احمد آرام، تهران، انتشارات علمی – فرهنگی، جلد اول، چاپ نهم.
8- سن، کریستین، (1376)، نخستین انسان و نخستین شهریار، ترجمه احمد تفضلی و ژاله آموزگار، تهران، انتشارات نو، جلد دوم.
9- صنعتی زادهع همایون، (1384)، علم در ایران و شرق باستان، تهران، انتشارات قطره.
10- گریشویچ، ایلیا، (1387)، تاریخ ایران در دورهی هخامنشیان، تهران، انتشارات گلشن، چاپ دوم.
11- لوکاس، هنری، (1387)، تاریخ تمدن، مترجم عبدالحسین آذرنگ، تهران، انتشارات سخن، چاپ هفتم، جلد یک.
12- مجلسی، علامه، (1370) اختیارات، سعید طباطبایی، تهران،
13- محمدکاوه، علی، (1373)، گاهشماری و تاریخ گذاری از آغاز تا سرانجام، تهران، انتشارت رابین، چاپ دوم.
14- نبئی، ابوالفضل، (1389)، گاهشماری در تاریخ، تهران، انتشارات سمت، چاپ هفتم.